خطايى ، على اكبر
141
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
دفتر را « 1 » از گور بيرون آورد بايد او را « 2 » كشتن ، و بيرونكننده پسر بوجينگزين بود . بالفعل او را كشتند و اين اشارت بود بر آنكه در امور ملكى اگرچه پسر تو بود نبايد روى [ او ] ديدن و رحم كردن ، تا مملكت توانى ضبط كردن « 3 » . و بعده ، هرچه در آن دفتر گفته بود « 4 » با آن عمل كردند ، تا ملك « 5 » خطاى مضبوط شد « 6 » . و آنچه درين كتاب « 7 » مذكور شده از ضابطهء قانون اوست [ ذكر كرده شد ] . حكايت « 8 » بلعمى كو مرد عهد خويش بود * چار صد سالش عبادت بيش بود كرده بود او چار صد پاره كتاب * جمله در توحيد در رفع حجاب چارصد روز و شبش در يك سجود * غرقه كرده بود درياى وجود يك شب از شبها شبى بس سهمگين * روى خود برداشت از خاك زمين صد دليل نفى صانع بيش گفت * شمع گردون را خداى خويش گفت روى خويش آورد سوى آفتاب * سجده كردش هار كلبى از « 9 » كلاب عقل كو از حد امكان بگذرد * بلعمى گردد ز ايمان بگذرد عقل در حد سلامت بايدت * فارغ از مدح و ملامت بايدت
--> ( 1 ) - سها : ندارد ( 2 ) - سها : كرده او را بايد ( 3 ) - سها : از « بالفعل » تا اينجا را ندارد . ( 4 ) - سها : ندارد ( 5 ) - سها : « تا ملك » ندارد . ( 6 ) - سها : منضبط ( 7 ) - سها : دفتر ( 8 ) - در نسخهء « ق » اين حكايت منظوم در فصل هجدهم نقل شده است . چون چهار بيت كسر دارد براى نشان اختلاف در هردو موضع نقل شد . ( 9 ) - سها : من ، ق : كلبا از .